سيد محمد مهدى جعفرى

72

سيد رضى ( فارسى )

ناگهانى ديگران ، از عهدهء بيان هر گونه مضمون بر مىآمد . شريف رضى برادر مشهورى همچون سيد مرتضى دارد كه لقب او « علم الهدى » است و تأليفات بسيار دارد كه شمار رساله‌هاى او « رسائل المرتضى » به 52 مىرسد . عبد اللطيف شراره مىگويد : « بارها اين دو برادر با دوستان و ياران گرد آمده پيشنهادهايى پيرامون موضوعات علوم بلاغى و لغوى ، و مسائل ادبى و اجتماعى مطرح مىكردند . » سيد رضى خود در اين باره مىگويد : « چه بسا انجمنهايى كه زبانهاى ما در آنها به كار بود ، و غاليه دانهاى مشك و عنبر بر همه مىپاشيد » و رضى در اين انجمنها در برابر پرسشى از نكته‌اى ادبى يا پيشنهادى قصايدى نو و ابتكارى و بديع مىسرود ، و بيشتر آنها هم بالبديهه بود . « 1 » حنا الفاخورى در بارهء سبك شعرى و هنر شاعرى او مىگويد : شريف رضى مىديد كه علم و فلسفه از هر سو گردش را فرا گرفته است ، و مردم زمان او همانند مردم زمان امرؤ القيس نيستند كه تنها به مواهب فكرى شاعرى خرسند شوند ، از سوى ديگر ، او در وجود خود به بدويت و صفاى بدويت گرايشى مىديد ، از اين راه مىخواست ميان آن گرايش طبيعى خود و گرايش غالب زمان هماهنگى ايجاد كند ، و البته از صفاى طبع و حسن ذوق آن قدر بهره‌مند بود كه در اين راه پيروزيهاى شگرف به دست آورد . بدينگونه اسلوب او آميزه‌اى بود از بدويت و حضارت ، كه خصوصيت شعر قديم را - البته بدون خشونت آن - با نرمى و آراستگى شعر حضرمى در آميخته بود . رضى شعر را هيچگاه سرسرى نمىگرفت ، موضوع و مناسبات را بر مىگزيد . قصايد خود را از واژه‌هاى ركيك مىپيراست ، زيرا معتقد بود كه بلاغت از هر گونه رنگ آميزى و

--> ( 1 ) . الشريف الرضى ، ص 43 .